یاد تو اتیش به جونم میزنه زمزمه صدای تو منو تا رویا میبره
حلالم کن اگرنخواستم که باتوباشم حالاهرچه
خاهی بیادبرسرم که سزاشم نخواستی که بفهمی من عاشقت بودم برای زنده بودن عشقت این همه
شعرراسرودم بابودنت بودم وبانبودت نیست شدم نمیدانم،شنیدم درامتحان عشقت بیست شدم کاش کمی ازمهربانیت نیزنسیب ماهم میشد کاش آن ستاره ی تنها،درآسمان
ماهم میشد باآمدنش آمدم وبارفتنش مردم کاش بابودنش چراغ شب های سیاهم میشد
باشی وبمانی تاآخرش میمانم بودنت راازطرزنگاهت میدانم ای کاش بودی بودنم راببینی باتوآبادم ولی بی توویرانم ***
عمری به دیگران گفتیم به پای عشق نسوز چشم به درهای وابسته ندوز عاقبت خودبه پای عشق بسوختیم کورشدیم آنقدرکه به درچشم دوختیم ***
عاشق شدم دوباره،دلم چه بی قراره انگارتموم شبهام،پرشده ازستاره چه شدخدالرزشی تنم رابلرزاند باورنمیکنددل این عشقه یاخیاله ***
ماندم وبه ماندت دلخوش بود آنقدربودم،به بودنت دل خوش بود رفتنت دگرآتش کشیدآن دریای بی کران را آتش کشیدآن زمین پرزبرگ خزان را
نفس نفس نامت رابردل جاری کنم بابودنت عشق رابردل کاری کنم بودنت عشق وهمدلی رابه من آموخت دل محبت رابانخی مستحکم به من دوخت
عاشقت شدم بخاطراینکه بودی عاشقم این که توباشی وبودنم نداردهیچ غم حال بسپاردستان پاکت رابه دلم اعتمادکنی به دل کم کم
افق رادوست دارم،چون آغازاست آسمان راهمچینین،چون پنجره ای بازاست باران رادوست دارم بخاطربوی نمش
من دگرچه گویم ازبدی روزگارنامرد یابه مابدی کردیامرابداده درد آنقدرگرمای وجودمان راهم زماگرفت روزگارتابستان راهم میکندزمستان سرد
آخ که چقدربوی نم باران آدم راعاشق میکند تنهایی به زیرباران بمیرد،دق میکند میدانم توهم زیراین آسمانی،شادمانی میدانم توهم ازته دل بودنم رامیخانی --------------------------------------------------------
بوی خاک دگربلندشدازروی زمین دگرغم درگل بگیرد کمین غم فراری شدوقتی آمدی بدان بودنت راازخدابخاستم،همین -------------------------------------------------------
برگ های پاییزی دگربربادسواری میکنند آنان این کارراهزاران باره تکراری میکنند چقدربادباصدایش آوازقشنگی برایشان زمزمه
میکند آنان این صداراهرسال گوش میدهندولی حیف
یادگاری میکنند غم رابارقصشان دربادمیسپارند به روزگار آنان بخابندوغم رادرپاییزخاکسپاری میکنند
ببارباران که بوی نمت مرامیکشد ببارای محبت که کمت مرامیکشد غمگین نباش،نورچشمانم گربمیرم بدان،غمت مرامیکشد قامت خم میشودگرشودپیراین روزگار آن قدو قامت خمت مرامیکشد یک لحظه نگاهش بر نگاهم خیره شد با همان نگاه دلش بر دلم چیره شد من ماندم و آن نگاه دل فریبش من ماندم و هزاران وعده ی بی نصیبش دیدی دنیا ، یار با ما چه کرد ، تنهایم گذاشت رفت و با رفتنش از فیض چشمانش جدایم گذاشت رها شدم ، مانند مرغی بی بال و پر و گریزان آواره شدم در این پاییز برگ ریزان مگر من بمیرم که اشکانت را ببینم گر نباشی آواره ای تنها روی زمینم به خدایت قسم گریه و زاری مکن من همان بودم و حال همینم من چه کنم با دردی که تو در سینه کاشتی چه کنم که تو گفتی تو را دوست دارم رها شد دل ، کاش میدانستم دوستم نداشتی چه شد آن صدایی که روزی صدایم کرد من که یادم نرود نگاهش روز اول رفت و مرا به رها در امان خدایم کرد کجا به غیر تو ای دوست ندا دارم اگر به قهر برانی مرا نخواهم رفت من آم وفا داری هستم به آستانت وفا دارم همیشه نقش جمالت هست در نظر دعا به جان تو هر صبح و هر نگاه دارم دیگه به پاش نمی مونم ، دیگه براش نمی میرم دیگه گریه نمی کنم ، بدون بی تو نمی میرم دیگه برای گریه هام بهونه نیستی عزیزم دیگه بدون اسم تو رو هرگز به یاد نمیارم! آنکسی که امیدم به نگاهش وابسته شد/دگرازدیدن چشمانم خسته شد/نمیدانم چراولی دگرندیدمش/برگمانم ازسنگینیه،بودنش خسته شد بامن بودنش عذابش میداد/حرفهایم آتشی بردل زخمش میداد ********** اومیخاست ازمن جدایی راروی گفتنش نمیشد/آخرندیدمش،دیدمش هم عشق کسی شد/تنهایک چیزهم یادگارش نماند/نصیب دل بیچاره ام کوله باری دلواپسی شد ********** جگرازداغ توست که دگرپرخون شده دلم لیلیش توهستی که مجنون شده تونباشوببین
چه بلاهایی که به سرآید کی شودکه دوری توبه سرآید من بیچاره چه گناهی کردم
که اسیرم جوان بودم که نبودنت کرده پیرم هوس یاردگرنزندگاهی به سرم گاهی
بااین همه بارغم،فکرمیکنم که من خرم
بازکه امشب زدبه سرم شعری بگویم بروم سراغ یادت تورابجویم جدایی بی رحمیش
نشان من بداد حال دگروابسته ای به تارمویم جزتوازکه دست یاری طلب کنم
من بازمن ازتوشده خوب همه خلق وخویم بی هدف وسمت وسویی نداشتم آمدی وشدی
سمت وسویم سفیدی فراگرفته بودتارومویم باآمدنت جوان شدم،سیاه شدتارمویم ای
کاش قطعه عکسی زتوبه یادگاری داشتم تاکه خاستی بروی،من آنراببویم
حقاکه من شدم سلطان سیاهی بی تودگربایدکوری بجویم
شعرم فقط بیان حرف دل نیست دلم انگارکه اصلاازگل نیست حرفش فقط یک چیزاست جزمعبودمن،هیچ معبودی خوشگل نیست رهایم نکن در میان دلواپسی رهایم نکن در اوج بی کسی من به جز تو سرپناهی ندارم ای خدا نگذار که راهم ز راهت شود جدا روزی کسی نفسم در نفسش بود قلبم اسیری در قفسش بود مرا تنها رها کرد میان ستاره ها بر گمانم نمیدانست که دلم محکوم حبس ابدش بود فرصت ناب کبوتر شدن از آن من است این من که خفته در من است ، من نیستم تو هستی آنکه در جان نموده مسکن ، من نیستم تو هستی! دردا ! که در دیار شما درد یار نیست آنجا که درد یار نباشد دیار نیست. دوستان اگه شعری سروده اید یا متن یا جمله ای عاشقانه گفته اید در قسمت نظرات همین پست درج کنید تا در قسمت () قرار بدم. موفق باشید
خاطرهته که منو زنده نگه داشته تو اسمون شبهای من چندتا ستاره کاشته
بوی عطر تنت هنوز دیوونم میکنه از خونه غم به زور بیرونم میکنه
هنوزم زمستون با تک گل تو بهار میشه هنوزم با عشق تو مردنم محال میشه
یادگار جوونیام. هنوزم تورو میخوام با پای برهنه رو شیشه دنبالت میام
میخوام بیامو گم بشم تو جنگل نگاه تو میخوام بیامو غرق بشم تو دریای نگاه تو
هر شب فکرت میادو بهم سر میزنه اگه بپوسمو بمیرم قلبم به یادت میزنه
وقتی سر نمازم دعا میکنم زیر لبم اسم تو رو صدا میکنم
lمیگم خدایا هر جا هستش تنهاش نذار هر شب از بهشت یه سیب براش کنار بذار
**********
اشکم جاری شدکه شنیددگرنبینمت/هنوزیادش نمیرودروزی که گفتی:دگرنبینمت
**********
من بااوبودم،اوبامن نبود/من بودنش سرودم،برایم نسرود/آنقدرخسته بود ازمن ویادم/مهلتم ندادومرابردازیادچه زود
**********
مرانبودنش بربادم داد/نماندش،آنکس که بودن یادم داد
**********
نماندم چون بامن نماندی/خاندمت چون ازمن نخاندی/فقط بدان دلم شکستی ورفتی/بدان خشکه درختی راسوزاندی
**********
من یادم ویادگاریم یادت بود/تنهاقاب عکس ذهنم دل شادت بود/انقدربی وفایی کرده بودی/آخردلم بی وفایی راسرود
**********
من شدم شمع وپروانه نشد/من درتاریکی وشمع خانه نشد/من شدم بی عقل ومجنونش/اوحتی دیوانه ام شده/من گشتم نابودزعشقش/حتی آواره هم نشد
**********
بیگناه نبودم،گناهم نگاهش/باخدانبودم،خدایم خدایش/کربودم ولال شدم/زبانم چوبازشد،صدایم صدایش
**********
من خداراحافظش کردم که بازببینمش/خاستم که مانندهمیشه،خوشگلونازببینمش
**********
به تودیگردل بسته ام/من ازتنهایی خسته ام/بی تودگرنتوانم بمانم/چون ایجاتوهستی من نشسته ام
**********
بنشسته ام برسرکوی که بگذری/آمدم که بگویم که تاج سری/ای کاش کویت من شوم/چوباشدرفتن تومن غمم
**********
حال که تنهابنشسته ام ماهم درکنارم نشسته/حال که تنهاشدم،سایه سیاهم درکنارم نشسته/انقدربدشانس بودم که کس دیگربه دل یارم نشسته/منرانپذیرفت،ازمنو صدایم شده خسته
**********
به تباهی کشیده شدم/به مانندبرگی بانسیم چیده شدم/دگرگویدکه من زاوخسته شدم/یابه کس دیگروابسته شده ام
**********
پروانه واربردرمیخانه تاصبح کوبیدم/آنقدرخمارت بودم که ردپایت بوییدم/شنیدم که ازاین جابرفتی/تاناکجاآبادمن میدوی دم
**********
آرزویم برآوردشدوقتی توماندی/باخودت این دلم تاکجاکشاندی/قسم خوردی که هستم تابه هرجا/امامراکلامی ازخودنخاندی
**********
خنده کردم،باخنده ات/گریه کردم باگریه ات/من بمیرم تانبینم آن روز/که بگویی باغم نبودنم بسوز
**********
خانه ات قلبم،اماتاریک/روشنایی باماندن شدنزدیک/توبرفتی ومن دگررهادرتاریکی/چراغ خانه فقط هست یکی
**********
بخاطرتووبودنت من مانده ام/تونمانی یابخاهی نمانی/من تاآخرش راخانده ام/گرنباشی بمیرم،بمانی مانده ام
**********
نگویم چوشمعی زداغت آب شدم/گویم انگاربارفتنت درخاب شدم/بابودنت گرم،بارفتنت کباب شدم /سنگی ساده وسردبودم،حال شهاب شدم
**********
دلت نخاست که باشم بابودنت/مشکلم بودجدایی سرودنت/یاپای دگرگیردلت شد/یاعشق است یارزدودنت؟
**********
شیطان هم دگرشددشمن عاشقی/اوکه سالهامیگفت خدایکی/اوکه دل مومن راگمراه میکند/حال دگرراهی به دل ماپیدامیکند
**********
گریه ی من ازاین است که شادهستم/یارم آمدوگفت تورایادهستم/من که دگرناامیدش شده بودم/برایش شعرجدایی می سرودم
**********
به هرجابروی دریادم نشستی/به جای آن دلی که دادم،توهستی/همیشه یادتم گربمیرم،انتظار/حتی یادمی درعالم مستی
**********
توگل باش ونگهبانت،من خارت بشوم/آرزودارم که طبیب شوی ومن بیمارت شوم
**********
بادآمدوبه سرعت مرابادبرد/هرچه خاطره باتوداشتم،بادازیادبرد
**********
ای کاش درکویرتنهایی مرارهایم نمیکردی/تک وتنها رهابه امیدخدایم نمیکردی/ای کاش برای لحظاتی هم درکنارت بودم/مراازفیض چشمانت جدانمیکردی
زاده روح منو طبع غزلخوان من است
یادت توی دلم ، مثل کشیدن نفسه
اگه یه روز تو بخوای دل بکنی
بدون ذهنم برای یادت قفسه
| Design By : Mihantheme |


