X
تبلیغات
گذشتم.... - ♠ دل نوشته های شما ♠

گذشتم....

آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد کاش می آمدواز دور تماشا میکرد

یاد تو اتیش به جونم میزنه زمزمه صدای تو منو تا رویا میبره

خاطرهته که منو زنده نگه داشته تو اسمون شبهای من چندتا ستاره کاشته

بوی عطر تنت هنوز دیوونم میکنه از خونه غم به زور بیرونم میکنه

هنوزم زمستون با تک گل تو بهار میشه هنوزم با عشق تو مردنم محال میشه

یادگار جوونیام. هنوزم تورو میخوام با پای برهنه رو شیشه دنبالت میام

میخوام بیامو گم بشم تو جنگل نگاه تو میخوام بیامو غرق بشم تو دریای نگاه تو

هر شب فکرت میادو بهم سر میزنه اگه بپوسمو بمیرم قلبم به یادت میزنه

وقتی سر نمازم دعا میکنم زیر لبم اسم تو رو صدا میکنم

lمیگم خدایا هر جا هستش تنهاش نذار هر شب از بهشت یه سیب براش کنار بذار

نوشته شده در شنبه 1390/01/20ساعت 9:16 توسط raha&mona| |

حلالم کن اگرنخواستم که باتوباشم

حالاهرچه خاهی بیادبرسرم که سزاشم

نخواستی که بفهمی من عاشقت بودم

برای زنده بودن عشقت این همه شعرراسرودم

بابودنت بودم وبانبودت نیست شدم

نمیدانم،شنیدم درامتحان عشقت بیست شدم

----------------------------------------------------- Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

کاش کمی ازمهربانیت  نیزنسیب ماهم میشد

کاش آن ستاره ی تنها،درآسمان ماهم میشد

باآمدنش آمدم وبارفتنش مردم

کاش بابودنش چراغ شب های سیاهم میشد


نوشته شده در جمعه 1389/08/21ساعت 20:40 توسط raha&mona| |

باشی وبمانی تاآخرش میمانم

بودنت راازطرزنگاهت میدانم

ای کاش بودی بودنم راببینی

باتوآبادم ولی بی توویرانم

***

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

عمری به دیگران گفتیم به پای عشق نسوز

چشم به درهای وابسته ندوز

عاقبت خودبه پای عشق بسوختیم

کورشدیم آنقدرکه به درچشم دوختیم

***

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

عاشق شدم دوباره،دلم چه بی قراره

انگارتموم شبهام،پرشده ازستاره

چه شدخدالرزشی تنم رابلرزاند

باورنمیکنددل این عشقه یاخیاله

***

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

ماندم وبه ماندت دلخوش بود

آنقدربودم،به بودنت دل خوش بود

رفتنت دگرآتش کشیدآن دریای بی کران را

آتش کشیدآن زمین پرزبرگ خزان را




نوشته شده در سه شنبه 1389/08/18ساعت 12:14 توسط raha&mona| |

نفس نفس نامت رابردل جاری کنم

بابودنت عشق رابردل کاری کنم

بودنت عشق وهمدلی رابه من آموخت

دل محبت رابانخی مستحکم به من دوخت

نوشته شده در دوشنبه 1389/08/17ساعت 14:40 توسط raha&mona| |

عاشقت شدم بخاطراینکه بودی عاشقم

این که توباشی وبودنم نداردهیچ غم

حال بسپاردستان پاکت رابه دلم

اعتمادکنی به دل کم کم

نوشته شده در دوشنبه 1389/08/17ساعت 14:39 توسط raha&mona| |

افق رادوست دارم،چون آغازاست

آسمان راهمچینین،چون پنجره ای بازاست

باران رادوست دارم بخاطربوی نمش

باران رادوست دارم بخاطرصدایش
نوشته شده در یکشنبه 1389/08/16ساعت 12:17 توسط raha&mona| |

من دگرچه گویم ازبدی روزگارنامرد

یابه مابدی کردیامرابداده درد

آنقدرگرمای وجودمان راهم زماگرفت

روزگارتابستان راهم میکندزمستان سرد


نوشته شده در یکشنبه 1389/08/16ساعت 12:15 توسط raha&mona| |

آخ که چقدربوی نم باران آدم راعاشق میکند

تنهایی به زیرباران بمیرد،دق میکند

میدانم توهم زیراین آسمانی،شادمانی

میدانم توهم ازته دل بودنم رامیخانی


--------------------------------------------------------

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

بوی خاک دگربلندشدازروی زمین

دگرغم درگل بگیرد کمین

غم فراری شدوقتی آمدی

بدان بودنت راازخدابخاستم،همین

-------------------------------------------------------

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

برگ های پاییزی دگربربادسواری میکنند

آنان این کارراهزاران باره تکراری میکنند

چقدربادباصدایش آوازقشنگی برایشان زمزمه میکند

آنان این صداراهرسال گوش میدهندولی حیف یادگاری میکنند

غم رابارقصشان دربادمیسپارند به روزگار

آنان بخابندوغم رادرپاییزخاکسپاری میکنند

نوشته شده در جمعه 1389/08/14ساعت 13:37 توسط raha&mona| |

ببارباران که بوی نمت مرامیکشد

ببارای محبت که کمت مرامیکشد

غمگین نباش،نورچشمانم

گربمیرم بدان،غمت مرامیکشد

قامت خم میشودگرشودپیراین روزگار

آن قدو قامت خمت مرامیکشد

نوشته شده در جمعه 1389/08/14ساعت 13:34 توسط raha&mona| |

یک لحظه نگاهش بر نگاهم خیره شد

با همان نگاه دلش بر دلم چیره شد

من ماندم و آن نگاه دل فریبش

من ماندم و هزاران وعده ی بی نصیبش

نوشته شده در پنجشنبه 1389/08/13ساعت 13:19 توسط raha&mona| |

دیدی دنیا ، یار با ما چه کرد ، تنهایم گذاشت

رفت و با رفتنش از فیض چشمانش جدایم گذاشت

رها شدم ، مانند مرغی بی بال و پر و گریزان

آواره شدم در این پاییز برگ ریزان

نوشته شده در پنجشنبه 1389/08/13ساعت 13:13 توسط raha&mona| |

مگر من بمیرم که اشکانت را ببینم

گر نباشی آواره ای تنها روی زمینم

به خدایت قسم گریه و زاری مکن

من همان بودم و حال همینم

نوشته شده در دوشنبه 1389/08/10ساعت 14:29 توسط raha&mona| |

من چه کنم با دردی که تو در سینه کاشتی

چه کنم که تو گفتی تو را دوست دارم

رها شد دل ، کاش میدانستم دوستم نداشتی

نوشته شده در یکشنبه 1389/08/09ساعت 15:26 توسط raha&mona| |

ای خدا چه شد آنکه مرا روزی رهایم کرد

چه شد آن صدایی که روزی صدایم کرد

من که یادم نرود نگاهش روز اول

رفت و مرا به رها در امان خدایم کرد

نوشته شده در یکشنبه 1389/08/09ساعت 15:24 توسط raha&mona| |

من که در همه عالم فقط تو را دارم

کجا به غیر تو ای دوست ندا دارم

اگر به قهر برانی مرا نخواهم رفت

من آم وفا داری هستم به آستانت وفا دارم

همیشه نقش جمالت هست در نظر

دعا به جان تو هر صبح و هر نگاه دارم

نوشته شده در سه شنبه 1389/08/04ساعت 12:9 توسط raha&mona| |

دیگه به پاش نمی مونم ، دیگه براش نمی میرم

دیگه گریه نمی کنم ، بدون بی تو نمی میرم

دیگه برای گریه هام بهونه نیستی عزیزم

دیگه بدون اسم تو رو هرگز به یاد نمیارم!


نوشته شده در یکشنبه 1389/07/25ساعت 9:21 توسط raha&mona| |

آنکسی که امیدم به نگاهش وابسته شد/دگرازدیدن چشمانم خسته شد/نمیدانم چراولی دگرندیدمش/برگمانم ازسنگینیه،بودنش خسته شد
‏**********

بامن بودنش عذابش میداد/حرفهایم آتشی بردل زخمش میداد

**********

اومیخاست ازمن جدایی راروی گفتنش نمیشد/آخرندیدمش،دیدمش هم عشق کسی شد/تنهایک چیزهم یادگارش نماند/نصیب دل بیچاره ام کوله باری دلواپسی شد

**********
اشکم جاری شدکه شنیددگرنبینمت/هنوزیادش نمیرودروزی که گفتی:دگرنبینمت
**********
من بااوبودم،اوبامن نبود/من بودنش سرودم،برایم نسرود/آنقدرخسته بود ازمن ویادم/مهلتم ندادومرابردازیادچه زود
**********
مرانبودنش بربادم داد/نماندش،آنکس که بودن یادم داد
**********
نماندم چون بامن نماندی/خاندمت چون ازمن نخاندی/فقط بدان دلم شکستی ورفتی/بدان خشکه درختی راسوزاندی
**********
من یادم ویادگاریم یادت بود/تنهاقاب عکس ذهنم دل شادت بود/انقدربی وفایی کرده بودی/آخردلم بی وفایی راسرود
**********
من شدم شمع وپروانه نشد/من درتاریکی وشمع خانه نشد/من شدم بی عقل ومجنونش/اوحتی دیوانه ام شده/من گشتم نابودزعشقش/حتی آواره هم نشد
**********
بیگناه نبودم،گناهم نگاهش/باخدانبودم،خدایم خدایش/کربودم ولال شدم/زبانم چوبازشد،صدایم صدایش
**********
من خداراحافظش کردم که بازببینمش/خاستم که مانندهمیشه،خوشگلونازببینمش
**********
به تودیگردل بسته ام/من ازتنهایی خسته ام/بی تودگرنتوانم بمانم/چون ایجاتوهستی من نشسته ام
**********
بنشسته ام برسرکوی که بگذری/آمدم که بگویم که تاج سری/ای کاش کویت من شوم/چوباشدرفتن تومن غمم
**********
حال که تنهابنشسته ام ماهم درکنارم نشسته/حال که تنهاشدم،سایه سیاهم درکنارم نشسته/انقدربدشانس بودم که کس دیگربه دل یارم نشسته/منرانپذیرفت،ازمنو صدایم شده خسته
**********
به تباهی کشیده شدم/به مانندبرگی بانسیم چیده شدم/دگرگویدکه من زاوخسته شدم/یابه کس دیگروابسته شده ام
**********
پروانه واربردرمیخانه تاصبح کوبیدم/آنقدرخمارت بودم که ردپایت بوییدم/شنیدم که ازاین جابرفتی/تاناکجاآبادمن میدوی دم
**********
آرزویم برآوردشدوقتی توماندی/باخودت این دلم تاکجاکشاندی/قسم خوردی که هستم تابه هرجا/امامراکلامی ازخودنخاندی
**********
خنده کردم،باخنده ات/گریه کردم باگریه ات/من بمیرم تانبینم آن روز/که بگویی باغم نبودنم بسوز
**********
خانه ات قلبم،اماتاریک/روشنایی باماندن شدنزدیک/توبرفتی ومن دگررهادرتاریکی/چراغ خانه فقط هست یکی
**********
بخاطرتووبودنت من مانده ام/تونمانی یابخاهی نمانی/من تاآخرش راخانده ام/گرنباشی بمیرم،بمانی مانده ام
**********
نگویم چوشمعی زداغت آب شدم/گویم انگاربارفتنت درخاب شدم/بابودنت گرم،بارفتنت کباب شدم /سنگی ساده وسردبودم،حال شهاب شدم
**********
دلت نخاست که باشم بابودنت/مشکلم بودجدایی سرودنت/یاپای دگرگیردلت شد/یاعشق است یارزدودنت؟
**********
شیطان هم دگرشددشمن عاشقی/اوکه سالهامیگفت خدایکی/اوکه دل مومن راگمراه میکند/حال دگرراهی به دل ماپیدامیکند
**********
گریه ی من ازاین است که شادهستم/یارم آمدوگفت تورایادهستم/من که دگرناامیدش شده بودم/برایش شعرجدایی می سرودم
**********
 به هرجابروی دریادم نشستی/به جای آن دلی که دادم،توهستی/همیشه یادتم گربمیرم،انتظار/حتی یادمی درعالم مستی
**********
توگل باش ونگهبانت،من خارت بشوم/آرزودارم که طبیب شوی ومن بیمارت شوم
**********
بادآمدوبه سرعت مرابادبرد/هرچه خاطره باتوداشتم،بادازیادبرد
**********
ای کاش درکویرتنهایی مرارهایم نمیکردی/تک وتنها رهابه امیدخدایم نمیکردی/ای کاش برای لحظاتی هم درکنارت بودم/مراازفیض چشمانت جدانمیکردی

نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/07ساعت 15:39 توسط raha&mona| |

یه روزوقتی که گلدون خونمون شکست،مادرم گفت:حیف شدخیلی هواشوداشتم،خواهرم گفت:چه بدشد،بابام گفت:چقدرپولش بود،برادرم گفت:کاش دوتامیخریدیم،امادلم که یه روزشکست هیچکس هیچ حرفی نزد !!!

نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/07ساعت 15:36 توسط raha&mona| |

جگرازداغ توست که دگرپرخون شده

دلم لیلیش توهستی که مجنون شده

تونباشوببین چه بلاهایی که به سرآید

کی شودکه دوری توبه سرآید

من بیچاره چه گناهی کردم که اسیرم

جوان بودم که نبودنت کرده پیرم

هوس یاردگرنزندگاهی به سرم

گاهی بااین همه بارغم،فکرمیکنم که من خرم


نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/07ساعت 15:36 توسط raha&mona| |

بازکه امشب زدبه سرم شعری بگویم

بروم سراغ یادت تورابجویم

جدایی بی رحمیش نشان من بداد

حال دگروابسته ای به تارمویم

جزتوازکه دست یاری طلب کنم من

بازمن ازتوشده خوب همه خلق وخویم

بی هدف وسمت وسویی نداشتم

آمدی وشدی سمت وسویم

سفیدی فراگرفته بودتارومویم

باآمدنت جوان شدم،سیاه شدتارمویم

ای کاش قطعه عکسی زتوبه یادگاری داشتم

تاکه خاستی بروی،من آنراببویم

حقاکه من شدم سلطان سیاهی

بی تودگربایدکوری بجویم

نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/07ساعت 15:35 توسط raha&mona| |

شعرم فقط بیان حرف دل نیست

دلم انگارکه اصلاازگل نیست

حرفش فقط یک چیزاست

جزمعبودمن،هیچ معبودی خوشگل نیست


نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/07ساعت 15:33 توسط raha&mona| |

رهایم نکن در میان دلواپسی

رهایم نکن در اوج بی کسی

من به جز تو سرپناهی ندارم ای خدا

نگذار که راهم ز راهت شود جدا

نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/07ساعت 15:26 توسط raha&mona| |

روزی کسی نفسم در نفسش بود

قلبم اسیری در قفسش بود

مرا تنها رها کرد میان ستاره ها

بر گمانم نمیدانست که دلم محکوم حبس ابدش بود

نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/07ساعت 15:24 توسط raha&mona| |

فرصت ناب کبوتر شدن از آن من است
زاده روح منو طبع غزلخوان من است

نوشته شده در شنبه 1389/07/03ساعت 13:2 توسط raha&mona| |

دوست داشتنت برای من بسه
یادت توی دلم ، مثل کشیدن نفسه
اگه یه روز تو بخوای دل بکنی
بدون ذهنم برای یادت قفسه

نوشته شده در شنبه 1389/07/03ساعت 12:26 توسط raha&mona| |

این من که خفته در من است ، من نیستم تو هستی

آنکه در جان نموده مسکن ، من نیستم تو هستی!

نوشته شده در جمعه 1389/07/02ساعت 17:20 توسط raha&mona| |

دردا ! که در دیار شما درد یار نیست

 آنجا که درد یار نباشد دیار نیست.

نوشته شده در پنجشنبه 1389/07/01ساعت 14:55 توسط raha&mona| |

با سلام

دوستان اگه شعری سروده اید یا متن یا جمله ای عاشقانه گفته اید در قسمت نظرات همین پست درج کنید تا در قسمت () قرار بدم.

موفق باشید

نوشته شده در پنجشنبه 1389/07/01ساعت 13:27 توسط raha&mona| |

Design By : Mihantheme